خلاصه داستان: فیلم مرداد، داستان زوج جوان پرستاری است که بعد از سالها زندگی میخواهند صاحب فرزند شوند اما به دلیل سابقه سقط جنین فعلا امکان آن فراهم نیست، این زوج با مشقت بسیار در حال فراهم کردن هزینه درمان ناباروری و سفر به لندن هستند ولی...
خلاصه داستان: فیلم آن سوی ابرها، داستان زندگی برادری خلافکار و خواهری را روایت میکند که در مناطق فقیرنشین بمبئی جریان دارد و به دلیل حادثهای در حین دفاع از خود در برابر تجاوز، در زندان به سر میبرد...
خلاصه داستان: فیلم سارا و آیدا، داستانی از دو دوست صمیمی، سارا و آیدا، را روایت میکند که آبروی یکی از آنها به خطر افتاده و اکنون باید به کمک هم شرایط را به حالت عادی بازگردانند...
خلاصه داستان: فیلم بیست و یک روز بعد، داستانی نوجوانی به نام مرتضی را روایت میکند که رویای فیلمساز شدن را در سر میپروراند. او موضوعی برای فیلمش دارد و برای ساخت آن تلاش میکند اما بیماری مادرش و هزینه دارو برای او، کمکم مرتضی را از رویایش دور میکند...
خلاصه داستان: فیلم ترمینال غرب، داستان زندگی (امید) دانشجوی جوانی که از طرفی درگیر بورسیه خواهرش است و از سوی دیگر، روی پروژهای با موضوع تحقیقات هستهای کار میکند...
خلاصه داستان: حامد، خبرنگاری که در حال تحقیق درباره مافیای اهدای اعضای بدن است، با چالش بزرگی روبرو میشود: خواهرش به بیماری قلبی دچار است و نیاز فوری به عمل پیوند قلب دارد. حامد باید تصمیم بسیار سختی در رابطه با سلامتی خواهرش بگیرد که میتواند مسیرهای متفاوتی را پیش روی او و خانوادهاش قرار دهد و آنها را درگیر ماجراهایی عمیق و پرکشش کند...
خلاصه داستان: مسابقه سیزده شمالی، در آن تعدادی از هنرمندان مشهور به رقابت با هم میپردازند. لوکیشن اصلی این مسابقه، شمال کشور و جنگلهای بهشهر است. در هر مرحله از مسابقه، تیم بازنده باید یکی از اعضای خود را حذف کند...
خلاصه داستان: فیلم هلن، داستان دختری به نام هلن را روایت میکند که قرار است به ایتالیا برود اما به علت گرفتاری های خانواده، مسیر دیگری در پیش میگیرد و زندگیاش دستخوش تغییرات میشود...
خلاصه داستان: فیلم فصل نرگس با موضوع اهدای عضو، قصه آدمهای مختلفی را همزمان روایت میکند تا در انتهای فیلم همه آنها را در نقاط مشترکی به هم مربوط سازد...
خلاصه داستان: فیلم فراری ماجرای دختر نوجوانی را روایت میکند که در پی آرزوهای واهی، از شهرستان به تهران آمده و چون جایی برای ماندن ندارد، شبها در بیمارستانها میماند. او با مرد مسافرکشی برخورد میکند و همراه میشود. مسافرکش با شنیدن صحبتهای دختر، در صدد کمک به او برمیآید...