خلاصه داستان: خداوند به وسیله نشانه هایی به سلیمان نبی وحی میکند که برای رسیدن به یک جامعه آرمانی، باید از شرایط سختی عبور کرده و فتنه های بزرگی را پشت سر بگذارد. سلیمان برای بنای این حکومت الهی، باید جهان اجنه و شیاطین را که تجسم مادی یافتهاند، تحت سلطه خود درآورد. در این مسیر، فتنهها و آشوبهایی در شهرهای مختلف رخ میدهد و سلیمان نبی با تکیه بر ایمان و حکمت الهی، به همراه یارانش به مبارزه با این نیروهای اهریمنی میپردازد.
خلاصه داستان: مرتضی، رزمنده ایرانی، در پی یک درگیری شدید با نیروهای عراقی در جنگلی واقع در عراق، به اسارت آنها درمیآید. سامی جابر، فرمانده نیروهای عراقی دستور میدهد او را به اردوگاهی متروک و دور از چشم صلیب سرخ منتقل کنند. اردوگاه شرایط بسیار بدی دارد و اسرا در آن به چند گروه تقسیم شدهاند. مرتضی قصد فرار از اردوگاه را دارد و این موضوع را با دیگران در میان میگذارد، ولی بیشتر اسرا با نقشه فرار او به دلایل گوناگون مخالفت میکنند...
خلاصه داستان: پسر نوجوانی به نام پویا که مدعی ساخت یک سفال زیبا شده و در مسابقات فرهنگی هنری آموزش و پرورش رتبه اول را بدست آورده است، اینک به مسابقات کشوری دعوت می شود تا در حضور هیأت داوران همان سفال را بسازد.
خلاصه داستان: کامیار، پسر فرهاد کاویان که به تازگی به ایران بازگشته و مسئولیت کارهای شرکت پدر و نامادری اش سیمین را برعهده دارد، طی قمار خطرناکی با چالش هایی مواجه می شود که پای او را به زندگی شکوه و دختر در آستانه ازدواجش آوا باز می کند...
خلاصه داستان: فیلم هیوا، داستانی از هیوا اکبری را روایت میکند؛ زنی که پس از پانزده سال از مفقود شدن همسرش حمید در جنگ، تصمیم میگیرد از مناطق جنگی بازدید کند. در همین حال، امیر کرمی که از دوستان همسرش بوده، قصد ازدواج با او را دارد، اما هیوا همچنان در جستجوی همسرش است...