خلاصه داستان: فیلم میهمان داریم، این فیلم داستان ابراهیم و فخری را که در خانه ای قدیمی زندگی میکنند روایت میکند، این زوج سه فرزندشان شهید شده و فرزند چهارم رضا جانباز قطع نخاعی است و در آسایشگاه نگهداری میشود. ابراهیم و فخری تصمیم میگیرند که رضا را به خانه بیاورند و...
خلاصه داستان: فیلم قندون جهیزیه، داستان عطا و معصومه زن و شوهری را روایت میکند که در خانهای مستأجر بوده و موعد تخلیه منزل مسکونی شان فرار رسیده است اما عطا میخواهد هر طور که شده قرارداد را تمدید کند با آنکه با مشکل مالی مواجه است...
خلاصه داستان: ماری، دختر جوانی که پس از چند ماه از زندان آزاد شده است، تمام تلاش خود را میکند تا نامزدش، سهیل، را پیدا کرده و از بحران زندگیاش رها شود. او برای این کار به یاشار، دوست سهیل، مراجعه میکند و از او کمک میخواهد. اما طولی نمیکشد که ماری درمییابد سهیل در شرف ازدواج با دختر دیگری است و این حقیقت او را وارد مرحله جدیدی از چالشها و دغدغههای عاطفی میکند...
خلاصه داستان: حامد آبان، عکاس حرفهای مطبوعات، پس از خواندن کتابی درباره فنگشویی، چنان تحت تأثیر پاکیزگی محیط زیست قرار میگیرد که لباس نارنجی پاکبانان را بر تن کرده و به عنوان «نارنجی پوش لیسانسه» به شهرت میرسد. اما این اعتبار و محبوبیت، زندگی خصوصی و خانوادگی او را با چالشهای عاطفی تند و ناگهانی روبرو میکند؛ به خصوص زمانی که همسرش، نهال، از خارج از کشور بازمیگردد.
خلاصه داستان: این فیلم داستان امیر است که در خانوادهای ثروتمند و معروف است و میخواهد به خاطر سختگیر های پدرش به خارح برود ولی با پیرمردی تصادف میکند و پیرمرد به کما میرود او بر حسب اتفاق به پسر پیرمرد دوست میشود و از او کمک میگیرد که به دختری که میخواهد برسد...
خلاصه داستان: دو جوان تصادف می کنند، یکی می میرد و دیگری شدیدا مجروح میشود. بررسی های پلیس نشان میدهد کسی که زنده مانده تحت تاثیر مواد مخدر رانندگی کرده. و حالا خانواده هایشان در مقابل هم قرار میگیرند...
خلاصه داستان: علی که استعداد خوبی در عطرسازی دارد و در آستانه پدر شدن است، با چالشهای جدیدی مواجه میشود؛ او در همین فرصت کوتاه باید تمام کارهای باقیماندهاش را به سرانجام برساند...
خلاصه داستان: دکتر عالم جراح برجسته مغز واعصاب است به دلایل مختلف فرزندش را فراموش کرده است. وی بصورت اتفاقی در شب تولد پسرش سامان از مریضی اوکه تومور مغزی است باخبر میشود و بهدنبال پسر ستارهشناسش در کویر به راه میافتد…
خلاصه داستان: حاج عنایت، مردی شصت ساله و ثروتمند، تصمیم به فروش خانه قدیمیاش میگیرد، اما با مخالفت همسرش مواجه میشود. او با دختری از فرنگ برگشته به نام دنیا آشنا میشود که خواهان خرید خانه است. رابطه آنها به تدریج صمیمی میشود تا جایی که حاجی از دنیا خواستگاری میکند و او را به عقد خود درمیآورد. اما دنیا هدفی متفاوت دارد: بازگرداندن خانهای که روزی متعلق به پدرش بوده. ماجرا با بازگشت همسر و دختر عنایت، فاش شدن ازدواج، و در نهایت آشکار شدن راز دنیا به اوج خود میرسد.