خلاصه داستان: حامد آبان، عکاس حرفهای مطبوعات، پس از خواندن کتابی درباره فنگشویی، چنان تحت تأثیر پاکیزگی محیط زیست قرار میگیرد که لباس نارنجی پاکبانان را بر تن کرده و به عنوان «نارنجی پوش لیسانسه» به شهرت میرسد. اما این اعتبار و محبوبیت، زندگی خصوصی و خانوادگی او را با چالشهای عاطفی تند و ناگهانی روبرو میکند؛ به خصوص زمانی که همسرش، نهال، از خارج از کشور بازمیگردد.
خلاصه داستان: این فیلم داستان امیر است که در خانوادهای ثروتمند و معروف است و میخواهد به خاطر سختگیر های پدرش به خارح برود ولی با پیرمردی تصادف میکند و پیرمرد به کما میرود او بر حسب اتفاق به پسر پیرمرد دوست میشود و از او کمک میگیرد که به دختری که میخواهد برسد...
خلاصه داستان: دو جوان تصادف می کنند، یکی می میرد و دیگری شدیدا مجروح میشود. بررسی های پلیس نشان میدهد کسی که زنده مانده تحت تاثیر مواد مخدر رانندگی کرده. و حالا خانواده هایشان در مقابل هم قرار میگیرند...
خلاصه داستان: علی که استعداد خوبی در عطرسازی دارد و در آستانه پدر شدن است، با چالشهای جدیدی مواجه میشود؛ او در همین فرصت کوتاه باید تمام کارهای باقیماندهاش را به سرانجام برساند...
خلاصه داستان: در هر قسمت از برنامه کنسرتینو، هنرمندان شناختهشده یا جوان به اجرای زنده آثار خود میپردازند و در کنار آن با علیرضا عصار به گفتوگو مینشینند. مخاطبان پس از تماشای اجراها، میتوانند ترانه مورد علاقه خود را انتخاب کرده و به آن رأی دهند. این روند در فضایی هنری و حرفهای، فرصتی برای معرفی استعدادهای جدید موسیقی فراهم میکند.
خلاصه داستان: دکتر عالم جراح برجسته مغز واعصاب است به دلایل مختلف فرزندش را فراموش کرده است. وی بصورت اتفاقی در شب تولد پسرش سامان از مریضی اوکه تومور مغزی است باخبر میشود و بهدنبال پسر ستارهشناسش در کویر به راه میافتد…
خلاصه داستان: حاج عنایت، مردی شصت ساله و ثروتمند، تصمیم به فروش خانه قدیمیاش میگیرد، اما با مخالفت همسرش مواجه میشود. او با دختری از فرنگ برگشته به نام دنیا آشنا میشود که خواهان خرید خانه است. رابطه آنها به تدریج صمیمی میشود تا جایی که حاجی از دنیا خواستگاری میکند و او را به عقد خود درمیآورد. اما دنیا هدفی متفاوت دارد: بازگرداندن خانهای که روزی متعلق به پدرش بوده. ماجرا با بازگشت همسر و دختر عنایت، فاش شدن ازدواج، و در نهایت آشکار شدن راز دنیا به اوج خود میرسد.
خلاصه داستان: سریال آبان روایتگر زندگی یک نخبه هوش مصنوعی به نام «آبان» است که موفق به طراحی یک الگوریتم سودده در بازارهای مالی شده. اما پس از بروز مشکلاتی با سرمایهگذار پیشینش، با بدهی چند میلیاردی مواجه میشود و در تلاش است تا پیش از ورود به زندان، این بدهی را تسویه کند.
خلاصه داستان: سیمین میخواهد به همراه همسرش نادر و دخترشان ترمه از ایران مهاجرت کند، اما نادر به دلیل مراقبت از پدرش که مبتلا به آلزایمر است، مخالفت میکند. این اختلافات منجر به درخواست طلاق از سوی سیمین میشود، اما ماجرا با ورود راضیه، مراقب پدر نادر، به چالشهای اخلاقی و قضایی پیچیدهتری کشیده میشود...