خلاصه داستان: فیلم ساعت ۵ عصر داستان مهرداد پرهام، یک وکیل دادگستری را روایت میکند که باید تا ساعت ۵ عصر برای پرداخت قسط بانکی به شعبهی بانک برسد تا خانهاش از مصادره شدن نجات یابد. در طول این روز، اتفاقات متعدد و خندهدار برای او رخ میدهد که هر کدام نشاندهندهی معضلات اجتماعی و ناهنجاریهای روزمرهی جامعه است؛ از شلوغی مترو و مشکلات حملونقل عمومی تا شرایط بیمارستانها. این فیلم با طنزی تلخ و هوشمندانه، چالشهای زندگی شهری و سیستمهای اداری را به تصویر میکشد...
خلاصه داستان: فیلم به زندگی کارگران مهاجر شهرستانی در تهران و آرزوها، امیدها و یأسهای آنها میپردازد. شخصیت اصلی فیلم، جوان کارگر مهاجر آذربایجانی به نام قدم است که فردی سرسخت و پرخاشگر است. قدم در مغازه مردی جنوبی به نام رحمت شاگردی میکند و عاشق مونس ، دختر رحمت است. پس از مرگ ناگهانی و مشکوک رحمت، فردی پولدار و نوکیسه به نام جهان از موقعیت استفاده کرده و از مونس، که قدم عاشق اوست، در ازای طلبش خواستگاری میکند. قدم پس از آگاهی از این موضوع، خشمگین شده و با جهان درگیر میشود. این درگیریها و تنشها، زندگی قدم و اطرافیانش را به شدت تحت تأثیر قرار میدهد و داستان فیلم را به اوج میرساند...
خلاصه داستان: داستان این فیلم در دهه شصت میگذرد و زندگی اجتماعی مردم در آن سالها را روایت میکند. فیلم آباجان با بازی فاطمه معتمدآریا، روایتهایی از زندگی اجتماعی مردم ایران در دوران جنگ را به تصویر میکشد. این فیلم زندگی خانوادهای در دهه ۶۰ در شهر زنجان را روایت میکند که فضای جنگ تأثیر زیادی بر آنها داشته و خانواده را تا مرز فروپاشی میبرد...
خلاصه داستان: چهار کودک به همراه پدر و مادربزرگ خود، در رویاهای کودکانه و واقعیتهای زندگی دهه ۵۰ ایران زندگی میکنند. این داستان ساده و تأثیرگذار، دنیای کودکان را با دغدغههای بزرگسالان گره میزند...
خلاصه داستان: علی، دانشجوی پزشکی ایرانی، به همکلاسی خود کاریشما علاقهمند میشود. در حالی که خانواده کاریشما او را به ازدواج با مردی ثروتمند مجبور میکنند، علی تلاش میکند با حمایتهایش عشق را به زندگی کاریشما بازگرداند...
خلاصه داستان: گیتا، مادر متین، پس از حادثهای که برای پسرش رخ میدهد، با دلبستگیها و واقعیتهای تازهای در زندگی مواجه میشود و تلاش میکند با این تغییرات کنار بیاید...
خلاصه داستان: در جنوب شرقی استان سیستان و بلوچستان، یک بیوه بلوچ به نام بیبان تصمیم میگیرد سکوت کند و دیگر حرفی نزند. او با پسرش میران در خانه پدرشوهرش زندگی میکند. وقتی همبازی دوران کودکی او، همراز، به خانه برمیگردد، عشقی میانشان جان میگیرد؛ اما همه سعی میکنند بیبان را وادار کنند که این عشق ممنوعه را فراموش کند.
خلاصه داستان: داستان مردی را روایت میکند که در برقراری ارتباط با آدمها دچار مشکل است و در عوض تعامل بسیار خوبی با حیوانات دارد. او سالها دور از ایران زندگی کرده و حالا که بازگشته احساس میکند هیچیک از مردم را نمیشناسد...
خلاصه داستان: آقای ناصر ایزدی و خانم ایزدی توسط یکی از نمایندگان آژانس گردشگری به برزیل دعوت شدند. آنجلا (زن برزیلی) ناصر را بهعنوان نامزد سابق خود اشتباه فهمیده است و این موضوع، رویدادی چالش برانگیز برای سفر آنها است...
خلاصه داستان: فیلم گینس، داستان سه برادری است که در یک مزرعه شترمرغ و در اطراف تهران زندگی میکنند. آن ها تلاش میکنند یک شترمرغ را در گینس ثبت کنند که این تصمیم آن ها را درگیر اتفاقاتی میکند...