خلاصه داستان: فیلم ساعت ۶ صبح، داستان دختری به نام سارا است که از دانشگاهی در کانادا بورسیه تحصیلی گرفته و قرار است ساعت ۶ صبح تهران را به مقصد تورنتو ترک کند. دوستانش قبل از پرواز برای او مهمانی را تدارک میبینند، اما در حین مهمانی پلیس وارد خانه میشود و همه را دستگیر میکند، سارا که خود را از ماموران پنهان کرده با چالشهایی مواجه میشود که این تازه شروع ماجراست...
خلاصه داستان: فیلم خرچنگ، داستان پسر جوانی به نام سعید را روایت میکند که به دنبال یک شبه پولدار شدن است و اهل کار سخت نیست، او مدتها به دنبال پیرزنهای پولدار میرود تا عقدشان کند و بعد از مرگشان پول و ثروت هنگفتی به جیب بزند...
خلاصه داستان: فیلم سه جلد، داستان دختری به نام مینو است که ناخواسته رازی را حمل میکند که تمام زندگیاش را دچار ترس و تردید کرده است، او برای خلاص شدن از این راز، تصمیم سختی میگیرد اما سرنوشت مسیر دیگری برای او رقم میزند...
خلاصه داستان: یک موجود فضایی به نام قیف از سیارهای به نام هیرکانی به زمین سفر می کند. او پس از مدتی درگیر تضادهای زندگی زمینی می شود و عشق به یک انسان را تجربه می کند، اما این عشق به دلیل تفاوت های عمیق بین آنها چالش های زیادی به همراه دارد و...
خلاصه داستان: دو جوان تصادف می کنند، یکی می میرد و دیگری شدیدا مجروح میشود. بررسی های پلیس نشان میدهد کسی که زنده مانده تحت تاثیر مواد مخدر رانندگی کرده. و حالا خانواده هایشان در مقابل هم قرار میگیرند...
خلاصه داستان: در دنیایی که همه عاشق پول، خانه و ماشین شما میشوند، ناگهان کسی پیدا میشود که عاشق خود شماست! فیلم «پول و پارتی» داستان دختر و پسری جوان است که هر دو برای هم نقش بازی میکنند و سعی در فریب یکدیگر دارند، با این گمان که ازدواج با دیگری، آنها را به پول و خوشبختی میرساند، اما مسیر داستان آنها را به سمت عشق و عاشقیهای فراموش شده هدایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم هتل، داستان پسری به نام رامین است که طبق نقشه همسر سابقش برای بدست آوردن مقدار زیادی پول، باید وانمود کنند هنوز زن و شوهر هستند، آنها باید به جزیره کیش سفر کنند و این آغاز یک سفر پر از دردسر است...
خلاصه داستان: فیلم مصائب شیرین ۲، داستان دختری است که برای تولد هجده سالگی خود والدینش را به سفری عجیب از منچستر به لندن میبرد و آنها در طول این سفر گذشته خود را مرور میکنند...
خلاصه داستان: در جنوب شرقی استان سیستان و بلوچستان، یک بیوه بلوچ به نام بیبان تصمیم میگیرد سکوت کند و دیگر حرفی نزند. او با پسرش میران در خانه پدرشوهرش زندگی میکند. وقتی همبازی دوران کودکی او، همراز، به خانه برمیگردد، عشقی میانشان جان میگیرد؛ اما همه سعی میکنند بیبان را وادار کنند که این عشق ممنوعه را فراموش کند.